۲. عید قربان هم کم کم میرسه. به همه و بخصوص حاجیها تبریک میگم. آیناز توی تاکسی برا من میخاست راجع به عید قربان شعر بخونه٬ با لهجه ترکی می گفت عید گربون اومده و راننده تاکسی هم در پایان مسیر کنترلشو از دست داد و میخاست بچمو بخوره که با یه حرکت سریع مانع شدم و آینازو قاپیدم.
۳. آلبوم آخ محسن نامجو با همه عجیب غریب بودنش به دلم نشست و چندین بار گوش دادم و خوشم اومد.
۴. چه خبره دارند زندانی آزاد میکنند. احتمالا مسائل مالی نیاز به وثیقه را افزایش داده!
۵. گرچه یاران غافلند از حال ما از من ایشان را هزاران یاد باد
۲. باز هم سکوت لحظه های من ترک برداشت.
۳. اگر واگذاری مدارس به حوزه های علمیه حقیقت باشه٬ من یکی دور درس خوندن دخترم خط میکشم.
۴. به جای این که بری برای مردم کشوری که هیچ قرابت و اشتراکاتی با ما نداره بیمارستان و کارخانه بسازی بیا دستشویی های بین راهی کشور خودتو درست کن٬ ثوابشم بیشتره.( مثال توالت از باب مثال بود و گرنه صدتا کار دیگه میتونستم پیشنهاد بدم).
۵. با استفاده از نرم افزار٬ بازیگران سریال لاست برای نمایش در ایران لباس مطابق با شئونات اسلامی می پوشند. چه شود؟ شدیدا منتظر پخش این مجموعه از تلویزیون ایرانم.
۲. به پا گر خلد خاری آسان برآید چه سازم به خاری که بر دل نشیند.
۳. این کتابا را توصیه میکنم: "کافه پیانو" فرهاد جعفری. "بادبادک باز" خالد حسینی." سهم من" پرینوش صنیعی. "چند روایت معتبر" مصطفی مستور ( و کلا همه کتاباش)٬ بعلاوه "من او" رضا امیرخانی که بی نهایت به من چسبید.
۲. تصور میکنم بسیاری از تلاشهایی که ما برای ارتقا و بهبود سطح عملکرد کودکمان انجام می دهیم ریشه در آرزوهای فروخفته و به ثمر نرسیده دوران کودکی ما داره. کلا تا حدود زیادی با دیدگاههای زیگموند فروید در رابطه با تاثیر دوران کودکی بر شخصیت آینده انسانها موافقم.
۳. هوا بس ناجوانمردانه سرد است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گريبان است
کسی سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد نتواند که ره تاريک لغزان است
وگر دست محبت سوی کس يازی
به اکراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سينه می آيد برون ابری شود تاريک
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس کين است پس ديگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديک؟
۴. کار سختی است ولی قطعا شدنی است!
۲. چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت!
۳. به این میگن فطرت خداجوی بشر: آیناز میگه مامان فلانی چی شده میگم مرده٬ خاکش کردند میگه کی زنده میشه میگم هیچ وقت. میگه بالاخره که باید زنده بشه اون روز کی میاد؟
۴. این روزا یه جایی میرم که یه سری دختر پسر جوون هم اونجا هستند. به نظرم نسل جدید ما به شدت در زمینه املا، انشا و ادبیات فارسی ضعیفتر از گذشته اند.
۲.سکوت دسته گلی بود میان حنجره ام!
۳. چرا همه خیلی زود می فهمند من برای احمق فرض شدن سوژه مناسب و با کیفیتی هستم؟
۴. عین یه پیرزن محتضر تمام جسمم و کل روحم درد شدیدی را تحمل میکنه.
پی نوشت۱: خوانندگان محترم این نوشته هیچ ارتباطی به شخص شما و سایر دوستان ندارد.
پی نوشت۲: دارم تصمیم میگیرم یه وبلاگ دیگه بسازم و مطالبم را به صورت ناشناس منتشر کنم شاید راحت تر و آزادتر بتونم بنویسم تا اینجوری.
۲. شبیه ژیان تصادفی
۳. زیباترین دختران دنیا در beautiful people
۴. خودتی. کاملا متوجه ام چی میگم
۵. افسوس
۲. بانوی اول ایران رفته ایتالیا در مورد گرسنگی حرف بزنه. گفته از ایران الگو بگیرید که گرسنه نداره و خواسته که کشورهای عدم تعهد یه فکری به حال گرسنگان فلسطین و لبنان کنند. در ضمن ایشون به جایگاه سخنرانی نرفتند و از روی صندلی خودشون در حالیکه فقط یه دماغ از زیر چادر پیدا بوده افاضات خودشون را بیان فرمودند.
۳.همون بهتر که حاجی بابایی شد وزیر آموزش و پرورش. اصلا هم مخالف نیستم که یه آدم زیادی مرفه شده وزیر رفاه. شاید همه را به یه رفاه نسبی در حد خودش رسوند.
۴.من هم به قاعده خودت دارم بی تفاوتی پیشه میکنم. (بنشینم و صبر پیش گیرم / دنباله ی کار خویش گیرم ).
۲. این عروسا آدمو یاد کمیته امداد میندازند. اینا چطور شناسایی میشن و به صاحبشون داده میشند. فکر کنم از این دستبندا که تو بیمارستان رو دست بچه ها میزنند به دستاشون چسبوندند که قاتی نشن.
۳.تو که تا جنگ و دعوا میشه و من قهر میکنم همه خواسته های منو برآورده میکنی٬ چرا قبل از دعوا همین خواسته ها را برآورده نمیکنی تا من طوفان به پا نکنم؟
۴. برام این سواله که غیر از جرم قتل عمد به هیچ دلیل دیگه ای یه عده آدم نمیتونند خودشون را برحق تر از دیگران بدونند تا جایی که به راحتی جان یک انسان ـ اگر چه گناهکارـ را بگیرند. چقدر کشتن آدمها برای اینها آسان و عادی شده است.
۵. گرم یادآوری یا نه من از یادت نمیکاهم!
۱. هر کس منو میدید از استاد و دانشجو میگه جوجه ات (آیناز) کجاست؟
۲. هر کی منو میبینه میگه چرا دیگه نمیای دانشکده؟ من میخندم میگم دیگه کاری با علم ندارم
۳. قرار شده بود زنگ بزنم به یه نفر و خبرشو بدم به جواد سوسوله . یادم رفت. با شق وایساده بودیم دم دفتر رییس که عین اجل افتاد تو وقبل از اینکه من به دروغ بگم تماس گرفتم نبود. خودش گفت آقای ... رفتند کانادا و حالا باید دنبال یکی دیگه بگردیم. فقط خدا را شکر میکردم که من زودتر دروغم را نگفته بودم.
۴. دکتر نون هم که دیگه تحت هیچ شرایطی خدا را بنده نیست. راستی شق خوب تیکه هایی بهش انداخت ولی اون روش زیادتر از این حرفاست.
۵. نریمانی هم بعد از تماسهای مکرر و بی پاسخ من امروز به طور تصادفی منو دانشکده گیر انداخت. ولی اینبار من اونو دور زدم. یه مقاله ازش گرفتم که زیراکس بگیرم فوری پسش بدم و هرگز نرفتم پس بدم.
۶. با شقایق رفتیم کلاس استاد بو گندو. آقای همکلاس با سواد شق هم که بوی بدتری از خودش متشعشع میکرد. اینقدر شیطونی کردم شق میگه خدارا شکر تو همکلاس ما نیستی. ای شق بی ظرفیت یه خرده به خنده هات مسلط باش.
۷. لحظات آخر استاد چاخان را شکار کردیم. در پانزده دقیقه کلی حرف درشت بارش کردم و بهش گفتم با کودتا پیوند خورده و وقتی کودتا سقوط کنه ما ایشون را هم اعدام میکنیم و بهش گفتم کتابی که امانت پیش من داره را بهش برنمیگردونم و....
۸ شقایق! فقط راننده تاکسی را بگو که من یادش میفتم از خنده غش میکنم.
۹. شقی جون بابت ناهار و اون کیک و شیر چرکِ دست ممنون .
۱۰. نور چشمیهای امسال هم مشخص شدند. خدا به داد برسه.
۲. حق همسایه ای که آیناز را ترسونده بود گذاشتم کف دستش. اومد دم خونمون در را براش باز نکردم از پشت در گفتم با کی کار داره میگه شماره شوهرمو میخاد که مثلا شکایت منو به همسرم بکنه .تا منو طلاق بده لابد به زعم خودش. شماره را براش یه رقم یه رقم و شمرده تکرار کردم. از دیشب تا الان خبری از زنگ زدنش به شوهرم نشده . لابد گفته بذار از خیر ازهم پاشیدن یه زندگی جلوگیری کنم.
۳. حالم خوب نیست همینطور گرم و سرد میشم. آیناز هم تند تند میگه آنفولانزا گرفتی مادر.
۴. به هرکس خوبی کردم جز بدی ندیدم و این تجربه را بارها آزمودم و نتیجه همان بود که بود.
۲. من ایمان دارم که در زمینه مدیریت زمان و سرعت اینترنت باید کل دنیا اعم از پیشرفته و پسرفته از کشور همیشه سبز ایران الگو بگیرند. بخصوص امروز که دیگه من تو کف سرعت موندم و هنوز هم خارج نشدم. مسنجر هم که اساسا بالا نیومد.
۳. دخترک حدودا ۱۸ ساله ای با یه آرایش کاملا دلقکی و در حالیکه روسریش در حال افتادن پشت گردنشه داره کش کش تو کوچه راه میره٬ یه گامبوی علاف که مفت خور بودن از سر و روی بی ریختش میباره سوار بر یه پژو داره به دختره التماس میکنه که سوار بشه باهاش بره. دختره نگاش میکرد و انگار مستاصل شده بود. تنها منتظر بودم با نگاهش یه در خواست کمکی از من بکنه تا مردک را بی آبرو کنم ولی در کمال تعجب دیدم دختره با ناز و کرشمه و در آخر با چشمک از طرف خواست که رهاش کنه و بره. بابت زن بودنم شرمنده ام.
۴. هر روز حدود ساعت ۱۲ مجتمع ما بویی ناشی از درهم آمیختن بوی ترشی لیته٬ تریاک٬ سیگار ایرانی٬ عطر بیک و بوی افترشیو وصابون میده. مخلوط این بوها من را تا مرحله عق زدن پیش میبره. خدا را شکر کسی باردار نیست و گرنه حتما سقط میکرد از این بوهای ناخوش و درهم. اینها همه به کنار کسی که بوی دودش هر روز و وقت و بی وقت ما را خفه میکنه امروز به آیناز گفته اگر بار دیگه در حیاط را محکم به هم بزنه گوشش را میبره و بچه را تا سرحد جنون ترسونده جوری که آیناز توی پله ها می دوید و میگفت مادر داره منو می کشه. رفتم بهش یه تذکر اساسی همراه با اخم دادم. مردک ابله فکر میکنه هر غلطی خودش میکنه ایراد نداره ولی با بچه ۵ ساله در گیر میشه. مترصد فرصتم تا از خجالتش دربیام.
۵.همه ف. ی. ل. ت.ر شکنهام از کار افتادند. یکی به دادم برسه.
پی نوشت: انواع جنبش سبز : علوی٬ نبوی٬ حسنی٬ حسینی٬ مهدوی و ... بعلاوه یه دونه هم جنبش سبز اموی.
۲. پشت سر هم دوستان قدیمی پیدایم میکنند یا پیدایشان می کنم . وای چقدر خوشحالم٬ هر چند گاهی اوقات با بعضیهایشان احساس فاصله میکنم و میفهمم که بعد از این همه سال افتراقات بیشتری با هم داریم.
۳. چرا به روز نمیشم ؟ کامپیوترم قات زده الان با safe mode بالا اومدم.
۴. قدیما ملتو به ضرب و زور نمره انضباط میبردند راهپیمایی الان باید بگند ترا خدا راهپیمایی نرید.
۵. از تو بی خبرم.
۲. الف نون اصلاح طلب نبود که اون هم شد. یه مدتم سید شده بود. حالا حالا ها هنر هست که از این شخصیت تاریخی، سیاسی و فرهنگی کشف بشود.
۳. آیناز لیوان آب را گرفته، قورت قورت میخوره و در حالی که هنوز نفسش جا نیومده میگه " یا حسین میرحسین". ( انگار واقعا دیگه نمیشه یا حسین را بدون ادامه اش که میرحسینه به کار برد).
۴. این جمله ناب را هم صادق زیبا کلام گفته: حاکمان ایران در طول تاریخ دچار توهم توطئه بوده اند.
۵. مرگ بر آنفولانزا با انواع و اقسامش.

